شايد روي ديوار اتاق خواب بسياري از نوجوانان جنوب مينه سوتا نوشته اي به اين مضمون آويزان باشد «خيابان يا کوچه 420» اين علامت ممکن است براي والدين مفهومي نداشته باشد ولي براي يک نوجوان معتاد به ماري جوانا اينطور نيست.
در چند سال اخير مقامات عالي رتبه در سه شهر متوجه شدند که تابلوهاي راهنماي جاده هاي روستايي مانند « جاده 420» ، « خيابان 420» و حتي «کوچه 420» ناپديد مي شود.
به نظر مي رسد شماره « 420» در خرده فرهنگ مصرف کنندگان ماري جوانا معني بخصوصي دارد. همان طور که انتظار مي رود دلايل آن مبهم است و داستان هاي زيادي در مورد آن گفته مي شود.
مقامات رسمي تصميم گرفتند که وارد عمل شوند و نام خيابان ها را تغيير دهند. ميانگين قيمت برآورد شده براي عوض کردن اين علامت ها بين 80 تا 100 دلار است.
اخيراً در شهر WASECA تصميم گرفتند نام هاي خيابان هاي 420 تا 429 را که حدود 11 مايل مي شد تغيير دهند.
حدود يک سال پيش ، مقامات عالي رتبه LE SUEUR مجدداً خيابان و کوچه هاي شماره 420 را به شماره 421 تغيير نام دادند.
BRAD MILBRATH معاون ارشد کلانتر WASECA گفت: من ديروز در بيشتر جاده هاي منطقه رانندگي کردم ؛ تمام آن علامت ها سر جايشان بودند.
«استيو هگر» سردبير «روزنامه HIGH TIMES» گفت استفاده از 420 به عنوان کد يا نشانه اي براي ماري جوانا ظاهراً از دهه هفتاد در سن رافائل کاليفرنيا آغاز شد.
او در يک مصاحبه اينترنتي در وب سايتHIGH TIMES اين تئوري را که عدد 420 کد رمز راديويي پليس سن رافائل براي ماري جوانا بود ، رد کرد.
در عوض او اين عقيده را قابل قبول تر مي داند که گروهي از دانش آموزان دبيرستاني سن رافائل هر روز بعد از مدرسه همديگر را در ساعت 4:20 دقيقه بعدازظهر ملاقات مي کردند و يک عدد را به عنوان کد رمز مورد استفاده قرار مي دادند و به اين ترتيب مي توانستند در مقابل والدين و معلمانشان نيز درباره ي ماري جوانا صحبت کنند.
منبع: WWW.NEWS.EXCITE.COM
مسوولان بهداشتي دولت اسكاتلند به منظور جلب مشاركت مردم در يك مطالعه علمي، نرمافزار جديدي را ارائه كردهاند كه چهره اشخاص در سن ۶۵سالگي آنها را پيشبيني ميكند.
به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، از ایرنا، علاقهمندان ميتوانند با مراجعه به وب سايت "اينفواسكاتلند"، با ذكر تاريخ تولد و آدرس ايميل، عكس چهره كنوني خود را ارسال كرده تا عكس ۶۵سالگيشان را كه در آن پوست چروك و لكه دار شده، از طريق ايميل دريافت نمايند.
مسوولان بهداشتي اسكاتلند با ارائه اين نرمافزار ميخواهند مردم را به ياد روزهاي كهنسالي انداخته و مشاركت آنها را در مطالعه تحقيقاتي موسوم به "برنامهريزي براي جمعيت درحال پير شدن اسكاتلند"، جلب كنند.
نرمافزار نمايش چهره پير شده انسان، توسط روانشناسان و كارشناسان رايانه دانشگاه "سنت اندروز" طراحي شدهاست.
اين نرمافزار براي ايجاد عكسهاي ۶۵سالگي افراد از روشهاي شبيهسازي رايانهاي و يك بانك اطلاعاتي از تصاوير چهرهها در سنهاي مختلف بهره ميگيرد.
سلام
میخوام یه لینک از یک عکس بزارم.دلیل اینکه لینک عکس رو میزارم نه خود عکس اینه که : عکس کمی تا قسمتی بی ادبیه و من لینکشو براتون میزارم که با اختیار کامل به دیدن عکس برید (به قول شاعر با مسئولیت خودت به دیدن عکس برو ----- نه ببین بعدش شاکی بشی که علی گفت.. این شعر از شاعر علیه رحمه است)
حالا میل خودته:

یک لینک براتون مزارم تا بازم کاریکاتور جالب ببینید(حتما ببینید)
قول میدم این بار از دیدنشون چشماتون خسته نشه...
|
|
Google notebook یکی از محصولات تازه گوگل است. همانطور که از اسم این محصول برمیآید ، این سرویس ، ابزاری برای ذخیره کردن آنلاین اطلاعات است. هر کاربر اینترنتی در حین وبگردی روزانه صفحات متعددی را در هارد خود ذخیره میکند تا بعدا در فرصت مناسب بخواند و برای همیشه آنها داشته باشد.
حالا ، گوگل با سرویس تازهاش کاربران را تشویق میکند که به جای ذخیره کردن اطلاعات روی هارد سیستمشان ، آنها را روی هاردهای مطمئنتر گوگل ، ذخیره کنند.

روش کار با این سرویس بسیار ساده است:
- به صفحه این محصول بروید ، پسورد اکانت خود را در گوگل وارد کنید.
- برای کار با این سرویس باید ، اکستنشن مخصوص آن را برای مرورگر فایرفاکس ، دانلود و نصب کنید. کاربران اینترنت اکسپلورر هم میتوانند یک برنامه کوچک را دانلود و نصب کنند تا از امکانات دفترچه یادداشت استفاده کنند.
- بعد از اجرای دوباره فایرفاکس و کامل شدن نصب اکستنشن ، هر وقت خواستید یک صفحه یا قسمتی از آن را در دفترچه یادداشت گوگل ذخیره کنید ، آنها قسمت را با موس سلکت کنید و بعد روی آنها کلیک راست کنید و روی Note this کلیک کنید. توجه کنید که عکسها را هم میتوانید برای ذخیره شدن ، انتخاب کنید ، منتها عکسها در دفترچهتان ذخیره نمیشود و هر بار که دفترچه مراجعه میکنید از روی سایت یا وبلاگ مربوطه ، لود میشود.
- ميتوانید دفترچههای یادداشت متعددی بسازید و هر صفحه را متناسب با محتوا و موضوع آن در دفترچه خاصی ذخیره کنید.
- آدرس صفحه در دفترچه ثبت میشود ، که کار را برای مراجعات بعدی آسان میکند.
- میتوانید یک دفترچه را عمومی یا public کنید ، به این ترتیب همه به آن دسترسی خواهند داشت.
- میتوانید با موتورهای جستجوی نیرومند گوگل در دفترچه یادداشت خود یا دیگر دفترچههای عمومی جستجو کنید.
اما این کار چه لزومی دارد و چه مزیتی نسبت به ذخیرهسازی سنتی در هارد دارد؟
- دسترسی از همه جا و همه سیستمها به مطالب ذخیره شده.
- امنیت و ایمنی.
- امکان دسترسی آسان دیگران به یادداشتهای شما.
- ذخیره شدن آدرس مطالب ذخیره شده.
- جستجوی بادقت بالا در مطالب ذخیره شده. گرچه میشود با نصب برنامههایی مانند گوگل دسکتاپ ، در هارد جستجوی خوبی انجام داد. اما خود این برنامههای جستجوگر ، ضریب ایمنی سیستم را بسیار پایین میآورند و محتویات هارد را برای هر غریبهای قابل جستجو میکنند.
من از همین امروز کار با این محصول را شروع کردم ، پنج شش صفحه را سیو کردم و دیگر مطمئن هستم هیچوقت از دستشان نمیدهم و هر زمان که اراده کردم ، با یک جستجوی ساده مطلب مورد نظرم را به سرعت پیدا میکنم.
اما نقاط ضعف این محصول :
- شاید برای کاربران ایرانی ، در ساعات اوج ترافیک کمی کند باشد.
- در سیستمی که اکستنشن مربوطه نصب نباشد ، نمیتوان صفحهای را ذخیره کرد.

دنیس وانگ ( Dennis Hwang ) نام اصلی اش وانگ جونگ موک ( Hwang Jung-moak) جوانک 27 ساله از کره جنوبی، متولد شهر ناکس ویل در ایالت تنسی امریکا، زمانیکه تقریبا 5 سالش بود از امریکا به زادگاهش شهر واچیون Gwacheon در کره جنوبی برگشت و شش سال دبستان را در مدرسه دولتی Gwacheon و دو سال بعدش را در دبیرستان Munwon در همان شهر گذراند. خودش می گوید که شیطونی های دوران دبستان و دبیرستانش در کره جنوبی به او در خلق ایده های لوگوهایی که برای گوگل می سازد کمک می کنند.
در سال 1992 پدرش برای انجام یک دوره تحقیقی به امریکا رفت و دنیس و خانواده هم با او وارد امریکا شدند. در شش ماه اول، دنیس حتی یک کلمه انگلیسی هم بلد نبود و نمی توانست با همکلاسیها و معلمین ارتباط برقرار کند. او کم کم انگلیسی یاد گرفت. پدر مادرش به کره بازگشتند اما دنیس و برادرش برای ادامه تحصیل در امریکا ماندند.
گوگل در اوایل، طراحی لوگوهایش را به آرتیستها کنترات می داد. در سال 2000، لری پیج و سرگی برین (بنیانگذاران گوگل) برای دستکاری و بهبود لوگوی چهارم جولای (روز استقلال امریکا)، از دنیس که رشته تحصیلی اش هنر و طراحی بود و بعنوان یک دانشجو گاه گاهی در گوگل هم بعنوان دستیار وب مستر و نگهداری سیستم کار می کرد خواستند تا بعنوان دستیار آرتیست، روی آن لوگو کمی کار کند. برین و پیج می خواستند که لوگوها یک اسانس و تم خودمانی تری داشته باشند و از آن حالت خشک و رسمی فاصله بگیرند. کار دنیس مورد توجه گوگل قرار گرفت و اولین لوگویی که مستقلا طراحی کرد برای بزرگداشت روز باستیل( فرانسه ) بود.
حروف "O" و "L" را ساده ترین، و اولین "G" در گوگل را سخت ترین حروف برای استفاده در طراحی هایش می داند و تابحال از حرف "E" ، بخاطر اینکه در آخر Google است کمترین استفاده را کرده. مثلا همیشه از "L" بعنوان چوب پرچم یا مشعل یا آدم برفی استفاده می کند. از "O" هم بیشتر بعنوان کدو تنبل روز شکرگزاری، کره زمین، مدال صلح نوبل و پرچم کره جنوبی استفاده کرده.
بخش هنری گوگل فقط یک کارمند دارد و آن هم دنیس است که در کنار شغل اصلی اش بعنوان وب مستر، لوگوها را هم طراحی می کند. لوگوهای دنیس را میلیونها بازدید کننده منتقد دنبال می کنند و هربار که لوگویی می کشد هزاران انتقاد و عیب و ایراد یا تشویق دریافت می کند. وبلاگهای زیادی منتظرند ببینند او چه لوگوی جدیدی کشیده تا آن را ارزیابی کنند.
لوگوهای گوگل را مدیران گوگل هر چند ماه یکبار به مناسبتهای مختلف سفارش می دهند و نهایتا این سرگی برین است که با خیره شدن به لوگو و مالیدن دستش به چانه اش سبک سنگین و ارزیابی می کند و تایید یا رد می کند.
البته دنیس برای طراحی لوگوهایی که جنبه خبری دارند (مثل سفر به سیاره مریخ) فقط چند ساعت وقت دارد و برای دیگر لوگوها چند روز یا ماه ... لوگوهای مخصوص هر فرهنگ یا کشور را اکثرا فقط در سرچ باکس (دومین) ویژه همان کشور نمایش می دهند و کاربران سایر کشور/فرهنگها نمی توانند آن را ببینند. مثلا لوگوی نوروز را تقریبا فقط فارسی زبانها می بینند.
ویژگی اصلی لوگوها همانا خودمانی بودن و القای این احساس به بیننده است که صرفا ، نه با یک کامپیوتر و ماشین ، بلکه با آدمهایی از جنس خودشان طرفند.
دیگه نگید همش مقاله مینویسی ما چشمامون....(استغفرالله...)...![]()


دختر بيل كلينتون، رئيسجمهور پيشين آمريكا، چندي پيش، پس از دريافت تفاسير انگليسي قرآن كريم، به اسلام علاقهمند شده است.
آيتالله سيدكمال فقيه ايماني در گفتوگو با خبرنگار «بازتاب»، ضمن بيان اين مطلب گفت: چند سال پيش دختر كلينتون با ارسال نامهاي به مؤسسه تحقيقاتي اميرالمؤمنين(ع) در اصفهان، درخواست تعدادي كتاب تفسير و ديگر آثار اسلامي كرد كه مؤسسه نيز اين كتابها را براي وي ارسال و پس از مدتي، رئيس دفتر بيل كلينتون، مرسوله پستي را اعلام وصول كرد.
استاد حوزه علميه اصفهان افزود: بنا بر برخي اخبار رسيده، دختر كلينتون كه با مطالعه كتابها به اسلام علاقهمند شده بود، مادرش را نيز با اين تعاليم آشنا نموده و در مورد مباني اسلام با او گفتوگو كرده است.
هيلاري كلينتون، مادر چلسي كلينتون، خود نيز از سناتورهاي ايالات متحده آمريكا و از كانديداهاي احتمالي حزب دمكرات آمريكا در انتخابات آينده رياستجمهوري در سال 2008 به شمار ميرود.
وي گفت: البته درباره مسلمان شدن دختر رئيسجمهور آمريكا خبر دقيقي به ما نرسيده است.
به گفته رئيس مؤسسه تحقيقاتي اميرالمؤمنين(ع)، روزانه نامههاي بسياري از اقصي نقاط جهان به اين مؤسسه ميرسد و نزديك به يك سال است كه سيل نامههاي جوانان جهان، اطلاعاتي درباره حضرت مهدي(عج) ميخواهند و اين مؤسسه هم كتابي را در همين زمينه در دست ترجمه دارد.
گفتني است، مؤسسه تحقيقاتي اميرالمؤمنين(ع) قرآن را به زبانهاي انگليسي، مالايي، روسي، ايتاليايي، چيني و آلماني ترجمه كرده و روزانه، نزديك به پنجاه بسته كتاب به كشورهاي اروپايي و آمريكايي ميفرستد و علاقهمندان به دين اسلام با ارسال نامه، ميتوانند از كتابهاي رايگان اين مؤسسه با زبانهاي خارجي استفاده كنند.
من همانم که جبار آسمان را نا فرمانی کرده است
من همانم که زمینه معصیت خداون جلیل را فراهم کرده ام
من همانم که در گناه از دیگران پیشی گرفتم.
من همانم که تو وقتی مرا از چشمت انداختی و نظر به عنایتت
را برداشتی اعتنا نکردم تو آنقدر با صبوریت مهلتم دادی و با پرده
اغماضت گناهانم را پوشاندی که گمان کردم از دیدن من پرهیز
می کنی و از عقوبت گناهانم اجتناب می ورزی، انگار تو
شرمسار منی!
خدای من! قصد من به هنگام گناه نافرمانی تو نبوده است
نمی خواسته ام منکر خدایی تو باشم، نمی خواسته ام فرمان تو
را سبک بشمارم و زیر پا بگذارم نمی خواسته ام معترض کیفر تو
باشم! نمی خواسته ام به تهدید ها و وعید های تو بی اعتنایی
کنم.نه! هرگز چنین نبود.
بلکه این نفس من بود که مرا می فریفت
و این هوس بود که بر من چیره می گشت و این پرده پوشی تو
بود که مرا مغرور می کرد.چنین می شد که پای کدام ریسمان می توانم بیاویزم اگر تو رشته محبت خود را از من بگسلی؟
اگر کرامت تو نبود و وسعت رحمت تو، اگر نهی تو از
نومیدی نبود، هر بار به یاد این همه گنه می افتادم و به وادی
یأس مطلق سقوط می کردم.
ای بهترین کسی که می توان با او
نجوا کرد و ای برترین کسی که میتوان به او امید بست!خدایا به
حرمت قرآن به تو اعتماد می کنم و با محبت پیامبرت به درگاه تو
تقرب می جویم.
خدایا...
علی را می بینم که می آید.آرام آرام.گاهی سرش را پایین انداخته و گاهی آسمان را نظاره می کند. تا اینکه به نخلستان می رسد.
علی کنار درختی می نشیند، تن آسمانی خود را بر درخت سخت نخل تکیه می زند.
و خیره بر اسمان، نجوایی آشنا، تفسیری روشن و رازی آشکار را زمزمه می کند.
ستاره ها از شوق بیانش چشمک می زنند. آرام باشید....بگذارید صدای این ابر مرد تاریخ را بشنوم.عجب حدیث غریبی است.
سوز غم در آه او نی های نیستان خلقت را می شکند...
خدایا من از تو مسئلت می کنم به آن رحمتی که هر موجودی را فرا گرفته و به آن نیرویت که هر موجودی را به آن مقهور گردانیدی و هر موجودی در برابرش فروتن گشته و هر چیزی برایش زبون گردیده و به آن مقام جبروت و بزرگیت که به آن بر هر موجودی چیره گشتی و به آن عزتت که هیچ موجودی در مقابلش نمی ایستد و به بزرگیت که سراسر عالم را پر کرده و به پادشاهیت که بر تمام قوای جهان برتری یافته...
برایم بیامرز گناهانی که پرده عصمت را می درد، برایم بیامرز گناهانی که عقاب و سرزنش را فرود می آورد. گناهانی که نعمت ها را تغییر می دهد. گناهانی که مانع اجابت دعا می شود. ...
من به راستی با یاد تو به سویت تقرب می جویم و از حضورت شفاعت می خواهم.
از تو می خواهم که به من ترحم کنی و مرا به روزی مقدر خود خشنود و قانع سازی و در تمام حالات مرا فروتن قرار دهی.....
بار خدایا: من علی توام. مولود کعبه. من مهمان خانه توام. خلیفه ات در زمین و تو خدایی.خدای عظیم و کریم.
مرا صبری ده که صبر در کام من شیرین شود.
بار الهی ، ای تنهاترین تنهای من، تو خود می دانی که من از خویش بریده ام و به تو پیوسته ، تعلق مادی ندارم ولی دلم آزرده است...
علی! چه می گویی! ای صاحب ذوالفقار از چه می نالی و چه تو را رنجیده است. سخن بگو...
خدایا... مرا زخم کهنه ای است. در این دیار غربت چه می جویم؟ دل سبز بر خزان رفته ام را از تو می خواهم.
های های خوشه های خرما علی را آشفته می کند و اشک از چشمان نورانی اش جاری می شود.زمین لب وا میکند تا از اشک علی آب حیات بگیرد و شهابها به یکباره سینه سنگ صبور علی را می شکافد...
آسمان غرق نور می شود.نور سبزی که علی را در آغوش می گیرد. عجب غبار نورانی است.مرا توان دیدن نیست.... و به یکباره همه چیز آرام میشود و دوباره سیاهی شب چادر قیرینه خود را بر آسمان می کشد. ولی اینبار علی آرام است . آرام تر از امواج برکه ای خاموش و زیبا تر از شبنم گلبرگ های عشق.
بوی عطر یاس می آید. به گمانم زهرای علی آمده بود.نمی دانم.......
مرا تن خاکی است که قدرت فهم ماورای خود را ندارد.
مرا قلب سیاهی است که لایق روشنی عشق نیست.
علی بر می خیزد و به کنار چاه می رود. سر به چاه فرو برده و های های گریه می کند.
نمی دانم به او چه گفت.... به گمانم علی التماس میکرد. التماس از رمضان که بیاید که علی را به ولی بپیونداند.
و چه زیباست این پیوستن....
لا إله إلاَّ الله كلمه اي است كه مسلمان در أذان و اقامهء نماز و در خطبه ها و گفتگوي خود اعلان مى كند، و بوسيله لا إله إلاَّ الله آسمانها و زمين بر پا شد، و به سبب آن تمامي مخلوقات آفريده شدند، و بوسيلهء آن پيامبران عليهم السلام فرستاده شدند، و كتابهاي آسماني نازل گرديد، و حكم و شريعت الهي بر پا شد، و براي اين كلمه ترازوي اعمال و كردار بنىآدم گمارده شد، و روزنامه ها بر قرار شد، بازار بهشت و دوزخ بنا شد، و بخاطر اين كلمه خليقت به دو گروه مؤمن و كافر تقسيم شدند.
پس آن سرچشمهء خلق و طاعت و ثواب و كيفر و عقاب مى باشد، و آن حقي است كه براي جهانيان آفريده شد، و از اين كلمه و حقوق آن پرسيده خواهند شد، و بر آن ثواب و عقاب خواهند ديد، و بر آن قبله بر پا شد، و بر آن ملتها بنيان شدند، و بخاطر آن در راه خدا شمشير كشيده شد، و اين كلمه حق خدا براي تمامي بندگان خداست، پس اين كلمهء اسلام و كليد بهشت مى باشد، و از آن اولين و آخرين مخلوقات سؤال خواهند شد، و دو پاي بنىآدم از جاي خود سپري نمى شود و نمى گذرد تا اينكه از دو چيز پرسيده شوند:
چه كسي را مى پرستيديد، و چه جواب پيامبران را داديد؟
جواب اولي: حقيقت (لا إله إلاَّ الله) اقرار به آن، و درك به آن، و عمل به آن است.
و جواب دومي: حقيقت أنَّ محمداً رسول الله، درك و مطيع بودن و اطاعت از اوست. [زاد المعاد 1/2].
و كلمه لا إله إلاَّ الله جدا كننده بين اسلام و كفر است، و آن كلمهء تقوي و پرهيزگاري است، و آن حلقه عهد و پيمان است، إبراهيم (ع) آنرا كلمه ماندگار قرار داده است، چنانكه خداوند مى فرمايد: )كلمة باقية في عقبه لعلهم يرجعون(. [الزخرف 28].
[و (خداوند) آن (سخن) را سخني ماندگار در (ميان) فرزندانش قرار داد، باشد كه آنان بازگردند].
و مى فرمايد: )شهد الله أنَّه لا إله إلاَّ هو والملائكة وأولو العلم قائماً بالقسط لا إله إلاَّ هو العزيز الحكيم(. [آل عمران 18].
[خداوند كه(همه امور هستي) را تدبير مى كند و فرشتگان و عالمان، گواهي دهند كه معبود (حقي) جز او نيست، (آري) معبود (حقي) جز او (كه) پيروزمندِ فرزانه است، نيست].
و اين كلمهء اخلاص و گواهي حق، و دعوت بسوي آن حق، و برائت از مشركان است، و به همين سبب خداوند مخلوقات را آفريده است، چنانكه مى فرمايد: )وما خلقت الجن والإنس إلاَّ ليعبدون(. [الذاريات 56].
[و جن و انس را جز براي آنكه مرا بندگي كنند نيافريده ام].
و به سبب همين كلمه استكه پيامبران فرستاده شده اند، خداوند مى فرمايد: )وما أرسلنا من قبلك من رسول إلاَّ نوحي إليه أنَّه لا إله إلاَّ أنا فاعبدون(. [الأنبياء 25].
[و هيچ رسولي را پيش از تو نفرستاديم مگر آنكه به او وحي مى كرديم كه معبود (حقي) جز من نيست، پس مرا بپرستيد].
و مى فرمايد: )ينزل الملائكة بالروح من أمره على من يشاء من عباده أن أنذروا أنَّه لا إله إلاَّ أنا فاعبدون(. [النحل 2].
[به اراده خويش فرشتگان را با وحي بر هركس از بندگانش كه بخواهد، نازل مى كند (با اين پيام) كه: هشدار دهيد: هيچ معبودِ (حقي) جز من نيست، پس از من پروا بداريد].
(سفيان بن عيينه رحمه الله گويد: خداوند بهترين نعمتها كه بر بندگان خود عطا فرموده اين است كه: (لا إله إلاَّ الله) را به آنها آموخته است، و كلمه (لا إله إلاَّ الله) براي بهشتيان مانند آب يخ، براي اهل دنياست). [كلمة الإخلاص لابن رجب ص52ـ53].
پس كسيكه آنرا بگويد جان و مال او مصون و محفوظ خواهد بود، و كسيكه از آن اعراض كند جان و مال او مصون نخواهد بود، بلكه جان مال او هدر است، چنانكه رسول الله (ص) مى فرمايد: ((من قال لا إله إلاَّ الله وكفر بما يعبد من دون الله، حرم ماله ودمه وحسابه على الله)). [مسلم].
كسيكه (لا إله إلاَّ الله) بگويد، و به آنچه كه غير از خدا عبادت شود كفر ورزد، جان و مال او مصون بوده و اجر و پاداش او نزد خداست.
هنگام دخول كافر در دين اسلام اولين چيزي كه از او خواسته مى شود همين كلمه است، چنانكه رسول اكرم (ص) معاذ بن جبل را بطرف يمن فرستاد و به او چنين فرمود: ((إنَّك تأتي قوماً من أهل الكتاب فليكن أول ما تدعوهم إليه شهادة أن لا إله إلاَّ الله …)). [متفق عليه].
تو بر اهل كتاب (يهود و نصاري) وارد خواهي شد، پس اولين چيزي كه آنها را بسوي آن دعوت مى كني گواهي دادن به اين كلمه است كه: معبودي بحق جز خداي يكتا نيست.
پس به آنچه گذشت منزلت و مقام و اهميت اين كلمه را در زندگي پي مى بريم كه اولين واجبات بر بندگان است، و پايه و ستوني است كه همه اعمال و كردار بر آن بنا و ساخته مى شود.
((ببخشید یادم نمییاد برگرفته از کجاست....
))
خوش به حال غنچه های نیمه باز، بوی باران بوی سبزه ،بوی خاک ...
شاخه های شسته ، باران خورده، پاک
اسمان ابی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس ،رقص باد
نغمه ی شوق پرستوی شاد
خلوت گرم کیوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال افتاب
ای دل من گرچه در این روزگار ،جامه رنگین نمی پوشی به کام ،
باده رنگین نمی ریزی به جام،
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از ان می که می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد افتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ ،هفت رنگش می شود هفتاد رنگ....

كمتر كسى در ايران مىداند كه فيلمهايى مانند «۱۰۱ سگ خالدار»، «Buddy»، «كينگ كونگ»، «وقايع نگارى نارنيا» و اخيراً «كازينو رويال» با كمك يك استاد دانشگاه ايرانى ساخته شدهاند. او در توليد بعضى از فيلمهاى پرطرفدار سينمايى و تلويزيونى مستقيماً نقش داشته است. دكتر جهانگير عيسىپور، استاد دانشگاه «تيمز ولى» لندن، متولد آبادان است. سال ۱۹۸۴ به انگليس رفته و در زمينه هنر تحصيل كرده، ليسانس مهندسى اسپشل افكت (جلوههاى ويژه) از دانشگاه «سوث بنك» لندن، فوق ليسانس انيميشن (پويانمايى) از دانشگاه «سنترال سنت مارتين» و دكتراى انيمترونيكس از دانشگاه «سوث بنك» گرفته است.
دكتر عيسيپور كه چندي پيش به ايران آمده، در گفتوگو با «شرق» گفته است: به لحاظ علمى و آكادميك، اولين فردى بودم كه مقطع فوق ليسانس انيمترونيكس را يك رشته آكادميك كردم چون اولين PHD (دكترا) در اين زمينه را در دنيا من گرفتم كه طبيعتاً شروع بسيار سختى داشت ولى كم كم مقالات و سمينارهاى من باعث شد كه اين رشته جا بيفتد و تثبيت شود. البته الان در هيات علمى به اين نتيجه رسيده ايم كه رشته انيمترونيكس بايد از مقطع ليسانس شروع شود و طراحى دوره ليسانس اين رشته به عهده من بوده كه سال ۲۰۰۷ در دانشگاه «تيمز ولى» لندن در كنار فوق ليسانس اين رشته به مديريت خودم شروع خواهد شد.
«انيمترونيكس» يك واژه ادغامى است كه از «انيميشن» و «الكترونيكس» گرفته شده، و تركيبى از دو واژه در دو حوزه مختلف است. به اجسام يا موجودات زنده سه بعدى گفته مىشود كه به صورت زنده حركت بكنند و در زمان واقعى از آنها فيلمبردارى شود و ساختار حركتى آنها به وسيله مكانيسمهاى درونى الكترونيكى و مكانيكى به وجود آمده باشد. در ابعاد بزرگترى كه بخواهيم انيمترونيكس را بسازيم معمولاً شخص طراح انيمترونيكس يا يك هنرپيشه (وگاهى چند نفر) در قالب پوست آن مخلوق يا جسم سه بعدى مىرود و به صورت سه بعدى آن را حركت مىدهد.
جلوههاى ويژه فيلم ارباب حلقهها را مىتوان زير مجموعه انيمترونيكس دانست به اين صورت كه صحنههايى در زمان واقعى گرفته شده و با يك پديده انيمترونيكسى ادغام شده ولى در فيلم «كينگ كونگ» كاملاً از انيمترونيكس استفاده شده است. بايد بگويم كه يكى از شاگردان دوره فوق ليسانس من به نام پيتر ريچاردسون دست اندركار طراحىهاى فيلم و ساختن بدن كينگ كونك بوده و در واقع پايان نامه اش را درباره بخشى از اين فيلم نوشته است.
يكى ديگر از فيلمهايى كه من هم به طور مستقيم در ساخته شدنش نقش داشتم فيلم «۱۰۱ سگ خالدار» بود كه در آن كاملاً از انيمترونيكس استفاده شد. بعضى از سگهاى اين فيلم در ابعاد بسيار بزرگى ساخته شده اند به صورتى كه ۳ نفر بتوانند در داخل آن جاى بگيرند و آن را به حركت دربياورند. بعداً از CGI استفاده كرديم تا ابعاد آنها را تا حد يك سگ طبيعى كوچك كنيم. يكى ديگر از فيلمهايى كه من به عنوان طراح انيمترونيكس در ساخته شدنش دست داشتم «Buddy» بود كه بيشتر در زمينه ساختار صورت و ميميك صورت طراحى مىكردم.
در فيلم «جيمز باند» جديد («كازينو رويال») كه اين روزها در لندن ساخته مىشود هم كار كرده ام كه به خاطر رعايت مسايل كپى رايت توضيح زيادى نمى توانم بدهم. انيمترونيكس به آن معناى گسترده در اين فيلم نقشى مستقيم ندارد اما انفجارهايى صورت مىگيرد كه ايدهها و طراحى اين انفجارها بر عهده انيمترونيكس است. البته ما بيشتر نقش مشاور را در اين فيلم ايفا مىكنيم. مدتى پيش هم فيلمى به نام «نارنيا» اكران شده كه در آن هم دستى داشتم.
جوانان ايرانى كه من ديدهام فيلمهاى غربى و هاليوودى را كه از تكنولوژىهاى روز دنيا چون انيمترونيكس استفاده كرده اند، به خوبى مىشناسند. اما وقتى بحث فيلمهاى ايرانى مطرح مىشود حتى دوست ندارند نام هنرپيشههاى ايرانى را بدانند چه برسد به اينكه نام تهيه كننده يا فيلمنامه نويس آن را بخواهند بدانند. و اين هم بيشتر به دليل نوع فيلمنامه نويسى ما در ايران است و از نظر من فيلمنامههايى كه امروز در سينماى ايران نوشته مىشوند مسئول اصلى به وجود آمدن اين فاصله بزرگ بين مخاطبان نسل جوان و نسل پيشين است.
اگر در ايران فيلمى تاريخى ساخته مىشود، مخاطب جوان را كمتر مىتواند جذب كند و بيشتر مخاطبان آن افراد مسن تر و يا روشنفكران هستند. با كمك انيمترونيكس مىتوان در ايران هم فيلمهاى تاريخى ساخت كه جوانان را نيز جذب كند.
آمار تهيه شده توسط يك شركت تحقيقات اينترنتي نشان ميدهد سهم بازار مرورگر اينترنتي "اينترنت اكسپلورر" شركت "مايكروسافت" از ماه ژانويه گذشته مجددا در مقايسه با سهم بازار مرورگر "فايرفاكس" بنياد "موزيلا" رو به كاهش گذارده است.
به گزارش سايت اينترنتي "نيوزفكتور"، شركت هلندي "وان استت"((OneStat اعلام كردهاست سهم بازار "اكسپلورر" از ماه ژانويه تا ماه مه جاري در حدود ۰/۶۵درصد كاهش يافته و به ۸۵/۱۷درصد رسيده و سهم بازار مرورگر داراي كد باز "فايرفاكس" در همين مدت ۰/۵۶درصد افزايش يافته و به ۱۱/۷۹درصد رسيدهاست.
جديدترين آمار جمعآوري شده توسط اين شركت حاكي از آن است كه پس از دو مرورگر "اينترنت اكسپلورر" و "فايرفاكس"، مرورگر "سافاري" شركت "اپل"، سومين مرورگر پركاربر اينترنت است و پس از آن مرورگر "اوپرا" و در نهايت مرورگر "نت اسكيپ"، به ترتيب چهارمين و پنجمين مرورگر پركاربر اينترنت محسوب ميشوند.
كاهش تعداد كاربران "اكسپلورر" در ماههاي اخير در حالي رخ داده كه شركت "وان استت" در ماه ژانويه اعلام كردهبود تعداد كاربران اين مرورگر در ماههاي پاياني سال ۲۰۰۵افزايش يافته و تعداد كاربران "فايرفاكس" در همان دوران كاهش يافته است.
"فايرفاكس" هماكنون تنها مرورگر اينترنتي است كه در رقابت با مرورگر غالب "اينترنت اكسپلورر" مايكروسافت به موفقيتهاي بزرگي دست يافته و سهم بازار خود را به بيش از ۱۰درصد رسانده است.
اين مرورگر برخلاف مرورگر "اينترنت اكسپلورر" شركت مايكروسافت داراي كد باز است و اين بدان معناست كه برنامه اصلي نوشته شده براي آن در دسترس عموم بوده و در حال حاضر برنامه نويسان فراواني به صورت داوطلبانه براي بهبود اين مرورگر با بنياد "موزيلا" همكاري ميكنند و برخي برنامه نويسان ديگر نيز ويژگيهايي را به صورت مستقل به نام "اكستنشن" ( (Extensionبراي اين مرورگر طراحي ميكنند كه كاربران ميتوانند آنها را دانلود كرده و روي "فايرفاكس" نصب كنند.
در حالي كه تا چند سال قبل بيش از ۹۵درصد كاربران اينترنت از "اينترنت اكسپلورر" براي گشت و گذار در اينترنت استفاده ميكردند، هماكنون اين ميزان به ۸۵درصد كاهش پيدا كرده كه مهمترين علت اين امر موفقيت "فايرفاكس" در سال گذشته و روي آوردن بسياري از كاربران به اين مرورگر بوده است.
هماكنون "مايكروسافت" در حال آمادهسازي "اينترنت اكسپلورر "۷به عنوان مرورگر جديد خود است و "موزيلا" نيز تلاش ميكند با آمادهسازي "فايرفاكس ،"۲به رقابت جدي خود با "مايكروسافت" ادامه دهد.
"اينترنت اكسپلورر "۷احتمالا همزمان با سيستمعامل جديد"ويندوز ويستا" در اوايل سال ميلادي آينده به بازار خواهد آمد.
از قدیم وقتی پشت سر کسی حرف میزدیم ، بزرگترها ، هیسی به ما میگفتند و میگفتند :"تو چه دانی که پس پرده که نیک است و که زشت."
خوب ، تقصیری نداشتند ، چون آن موقع هنوز گوگلی در کار نبود و مهمتر از آن سرویس google trends پرده از رازهای نگفتنی آدمیان برنمیداشت.
امشب به این فکر افتادم که با رندی از از گوگل "نرند" استفاده کنم و به نتایج خیرهکنندهای هم رسیدم که قسمتی از آن را در اینجا میآورم :
1- فیلیپین 2- سنگاپور 3- استرالیا 4- آمریکا 5- کانادا
- با خدایان جهان از دید گوگل ترند :
1- فیلیپین 2- آمریکا 3- سنگاپور 4- نیوزیلند 5- استرالیا
- کسانی که گوگل را با میخانه اشتباه گرفتهاند :
1- نیوزیلند 2- آفریقای جنوبی 3- استرالیا 4- آمریکا 5- ایرلند
- متأسفانه در گوگل هم مشتاقان جنگ از صلح بسیار بیشترند ، جنگدوستان گوگلی:
1- استرالیا 2- نیوزیلند 3- آمریکا 4- بریتانیا 5- کانادا
1- یزد 2- کرمان 3- شیراز 4- اهواز 5- تبریز
1- رشت 2- اراک 3- قم 4- بابل 5- زنجان
1- بندرعباس 2- زنجان 3- قم 4- کرمانشاه 5- قزوین
خجالت! ، اینقدر در ایران کم جستجو شده که گوگل آماری ارئه نکرده. البته همانطور که کاربران ایرانی ملاحظه میفرمایند ، جستجوی فایرفاکس در گوگل اصلا ممکن نیست!
- اما فایرفاکس دوستان در سطح دنیا :
1- هامبورگ 2- کلن 3- برلین 4- فرانکفورت 5- مونیخ ، واقعا ایمان آوردم که آلمانیها مردمان بافرهنگی هستند!
1- یزد 2- مشهد 3- تبریز 4- قم 5- شیراز
- بیشترین جستجوکنندگان جنگ در ایران :
1- مشهد 2- قم 3- تبریز 4- شیراز 5- تهران
روزنامه نیویورک تایمز ، امروز داستان جالب زندگی یک پزشک مشهور را چاپ کرده است.: دکتر لارسن یکی از مشهورترین متخصصین نازایی آمریکا بود که تخمین زده میشود در طی 40 سال فعالیت خود ، 10 هزار زوج نابارور را صاحب فرزند کرده است ، وی تنها یک دهه بعد از فارغالتحصیل از رشته پزشکی در سال 1965 ، مبدل به یکی از موفقترین پزشکان آمریکا شد ، ازدواج با همسر اولش- خاتم هارکنس- پای وی را به دنیای مشاهیر رساند ، طوری که در میهمانیهای کاخ سفید و حزب دموکرات آمریکا شرکت میکرد. همسر اول خانم هارکنس ، دکتر بنجامین اچ کین ، پزشک شاه سابق ایران بود.
در سال 1977 وی چندین کتاب درباره سلامت زنان منتشر کرد و به اوج ثروت و شهرت رسید.
اما بدشانسی وقتی گریبانگیر وی شد که شرکتهای بیمه ادعا کردند وی در طی 10 سال با ارائه صورتحسابهای جعلی ، عملهای نازایی را عملهای صرفا درمانی مثل برداشتن کیست ، جلوه داده است و 2.5 میلیون دلار از این محل سود برده است ،گویا عملهای نازایی در آمریکا قوانین بیمه خاص خود را دارند.
تلاش وکیلان دکتر لارسن به جایی نرسید و وی به پرداخت 3 میلیون دلار ، باطل شدن پروانه پزشکی و گذراندن 5 سال در زندان محکوم شد.همبندیهای وی در طی دوره زندان شاهد بودند که چگونه این پزشک از مهارتهای جراحی خود برای بافتن کلاه و شال استفاده میکرده است! و به بافنده ماهری تبدیل شده بود.
در مقام پاسخ دکتر لارسن میگوید که در طی دوران پزشکیش سعی میکرده ، نگاهی یکسان به بیماران فقیر و دارا داشته باشد و اگر کارش با پزشکانی که به بهانه انحراف تیغه بینی به طور همزمان جراحی زیبایی بینی انجام میدهند ، مقایسه شود ، میِبینیم که وی چندان مقصر نبوده است. وی معتقد است که شهرت زیاد کار دستش داده است.
دکتر لارسن قصد دارد به زادگاهش دانمارک برگردد و از نو شروع کند.
نتیجهگیری این داستان با خودتان! من وضعیت قوانین بیمه در کشورهای غربی برایم جالب بود ، شما ممکن است جنبههای دیگری از این داستان برایتان جالب بوده باشد.
پینوشت : شاید از خودتان بپرسید ، چرا این داستان برایم جالب بوده است. امروز صبح شاهد برخورد بد یک بیمار و یک پزشک برای استفاده از یکی از دفترچههای درمانی بودم. فعلا ترجیح میدهم داستان را ننویسم، ولی گاهی با خودم فکر میکنم ما ایرانیها هیچ احترامی برای قوانین اجتماعی ، قائل نیستیم. سعی میکنیم در کوتاهترین زمان ممکن ، بیشترین سود آنی را از خدمات اجتماعی ببریم. خدمت و سوبسید اجتماعی هر چقدر رایگانتر ومفتتر باشد ، توقع ما ایرانیها بیشتر میشود. بیدلیل نیست که بیمههای درمانی ایران همواره با مشکل مواجه هستند و بدون کمکهای دولتی که خود از محل مالیات ما و فروش نقت تأمین میشود ، نمیتوانند سر پا بمانند.
در این زمینه به خصوص تفاوتی نمیکند که فرد پزشک یا مهندس باشد یا آن کارگر روستایی بیسواد و زحمتکش ، همه به نوعی در خودمان حس زرنگ بودن میکنیم ، فکر میکنیم تنها خودمان با چنین استعدادهای خارقالعاده ای متولد شدهایم ، کسی هم که نجیب باشد و ببیند و بگذرد ، هم لابد ، نادانی بیش نیست.
جالب اینجاست که در این موارد ولع و عجله زیادی داریم ، دور و برمان را خوب میپاییم ، مبادا زرنگتر از مایی هم پیدا شود و گوی سبقت را ما برباید.
شركت "گوگل" چهار خدمت رايگان و جديد معرفي كردهاست كه اين خدمات جست و جو در اينترنت را به يك فعاليت گروهي بدل ميكنند.
به گزارش سايت اينترنتي "نيوزفكتور"، يكي از اين خدمات جديد، "گوگل نوت بوك"( (www.google.com/notebookنام دارد كه به كاربران امكان ميدهد متون، "لينك"ها و تصاويري كه در پي جستجويهاي اينترنتي بدانها دست يافتهاند را به صورت يكجا درون يك دفترچه يادداشت نگهداري كنند.
اين دفترچه يادداشت در رايانههاي سرور شركت "گوگل" نگهداري ميشود و كاربر ميتواند از هر رايانه كه به اينترنت متصل باشد بدانها دست يافته و در صورت تمايل آنها را در اختيار ساير كاربران نيز قرار بدهد.
يكي ديگر از خدمات جديد اين شركت، "گوگل كو-آپ"((www.google.com/coop نام دارد كه كاربران ميتوانند در آن لينكها و صفحات اينترنتي مورد نظر خود را ذخيره كرده و به سادگي در معرض ديد ساير كاربران قرار دهند.
به طور مثال يك پزشك ميتواند با استفاده خدمات "گوگل كو-آپ" چندين وب سايت مرتبط با بيماري ورم مفاصل را در يك ليست مشخص كرده و هر كاربر كه در اين فهرست ثبت نام كند نيز ميتواند در صورت جستجوي موارد مشابه در اينترنت، علاوه بر نتايج جستجوي خود، وب سايتهاي مشخص شده توسط اين پزشك را نيز مشاهده نمايد.
از ديگر خدمات جديد "گوگل"، "گوگل ترندز"( (www.google.com/trendsنام دارد كه به كاربران اجازه ميدهد در ميان ميلياردها جستجوي صروت گرفته در موتور جستجوي "گوگل"، با ميزان معروف و محبوب بودن كليد واژه مورد نظر جستجوي خود، آشنا شوند.
شركت "گوگل" به همراه اين خدمات جديد، نسخه آزمايشي نگارش چهارم از نرمافزار جستجوگر "دسكتاپ" خود(Beta (Google Desktop 4را نيز با ويژگيها و قابليتهاي تازه، عرضه كردهاست.
كارشناسان عقيده دارند شركت "گوگل" در ماههاي اخير با ارائه اين قبيل خدمات، خواهان افزايش اطلاعات توليد شده توسط كاربران و افزايش فعاليتهاي اجتماعي كاربران اينترنت، به ويژه در زمينه جستجوي اينترنت است.


می تراود از نسیم عشق اسرار شرف
می نوازد گوشها را لطف اظهار شرف
بعد از آن بی رونقی های بساط معرفت
حالیا بالا گرفته کار بازار شرف
ظلمت ممتد حیات از دیده ها دزدیده بود
چشم عالم روشن است اینک ز دیدار شرف
جهل گاهی عقل را از صحنه بیرون می کند
کار عقل آنگاه خواهد گشت انکار شرف
زنده در گور جهالت می کند آیات را
تا کجا از ظلم خواهد رفت ادبار شرف
آبهای رفته برگشته است در جوی خرد
چون حبیب الله گردیده است سالار شرف
جنس فکراست و عبادت در دکان دین ِعشق
بشکفد از بندگی برشاخه افکار شرف
مومن و امنیت و از یک ریشه مشتق می شوند
حصن ایمان است در هر جا نگاهدار شرف
آفتاب تند آن ایام هوش از سر ربود
از حریر مکرمت ها دوخت دستار شرف
روزگار بی خدایی ها از او پایان گرفت
تا ابد پاینده در جانهاست آثار شرف
روز میلاد نبی گویی تولد یافت نور
از رخ او عالم آرا گشت انوار شرف
جلوه توحید دارد اصل حرف وحدتش
نازد او در حشر، از این جمع و آمار شرف
در شرافت شهره شهر است آن شعری که شد
شاهدی بر فتح دلها زان علمدار شرف
علی امیراحمدی
اين جای حيرت است كه در گلشن كساء
هم شاخه گلی تو و هم باغبان گل
ای باغبان آل خدا در زمين بكار
با مهديت دوباره تو يك آسمان گل

سید بیک که برای شرکت در چهارمین هم اندیشی «با خورشید رخشان تاملي در ادبيات عرفاني پيامبر اعظم (ص) » به ایران آمده بود در گفت وگو با پایگاه اطلاع رساني رسول اعظم (ص) افزود: رسول اکرم برگزیده و خاتم النبیین است و زمین و زمان به خاطر او آفریده شده است و مسلمانان نیز باید پیامبر را از پدر و مادر خود بیشتر دوست بدارند چون پیامبر انسانی کامل و دارای همه خصایص اخلاقی خوب و مثبت می باشد.
عضو دایرة المعارف ملی تاجیکستان درباره نظر علمای غیرمسلمان درباره رسول اعظم گفت: نام مبارک پیامبر در چهارانجیل حضرت عیسی آمده است با اين حال بعد حذف شده ولی در انجیل برنوبا هنوز اسم پیامبر وجود دارد ولی کلیسا استفاده از آن را ممنوع کرده است ولی همه به شخصیت والای پیامبر ارادت کامل دارند.
وي در پایان درباره شناخت مسلمانان به جهانیان گفت: مسلمانان باید با اخلاق پسندیده و رفتارهای درست در جهان خود را از اتهامات مبنی بر تروریست بودن وحمایت از خود را رهایی بخشد.
خوب به عکس دقت کنید ببینید چه حسی بهتون دست میده . این حس رو برام بنویسید....







بخدا این اسلام واقعی نیست.....
خودتون قظاوت کنید....:



مایکروسافت غول صنعت نرم افزاری جهان در حال یافتن متحد برای متوقف کردن گوگل است. دشمنی سرسخت که به واسطه ی موتور جستجوگر بی نظیر خود توانسته است از دیگران سبقت بگیرد.
هرچند که طی هفته های اخیر مایکروسافت برخی از همکاریهای تبلیغاتی خود را با یاهو قطع کرده بود اما از طرف دیگر علاقه مندی خود را نسبت به همکاری تجاری با موتور جستجوگر یاهو اعلام داشت. با این وجود یاهو دست رد به سینه ی مایکروسافت زد.
هنگامی که موضوع مورد مناقشه "گوگل" می شود، مسئولان یاهو از فرصتهای طلائی که طی این مدت از دست داده اند تاسف می خورند. چندین سال پیش یعنی زمانیکه Larry و Page و Sergey در حال نزدیک ساختن خود به شرکای یاهو بودند، یاهو یک پیشنهاد یک بیلیون دلاری را برای خرید تمام امتیاز گوگل به آنها داد، اما آنها این مبلغ را کافی ندانستند و اعلام کردند در صورتی که یاهو واقعآ خریدار است باید حداقل مبلغ 3 بیلیون دلار به آنها بپردازد. این قرارداد هرگز به توافق طرفین نرسید و تاریخ اینگونه ادامه یافت.
در این بین، استیو بالمر مدیر ارشد مایکروسافت اذعان داشته است که سیستم های تبلیغاتی و درآمدزای MSN نسبت به رقبای خود یعنی گوگل و یاهو بسیار عقب تر است. همچنین وی خاطر نشان کرده است شاید 5 سال به طول انجامد تا بتوان حرفی برای گفتن داشت.
استیو بالمر می گوید: "ظاهرآ ما دیر وارد این بازی شده ایم."
قبل از نوشتن این مقاله یه چیزو بگم بد نیست
یکی از دوستان گفته بودن چرا هی فرق می فوکولی بین گوگل و یاهو
خدمت این دوست عزیز باید عرز کنم اگر ۳ ساعت از وقت مبارکشون رو اختصاص بدن به تاریخچه این دو کمپانی وسیع و عملکردشون رو در ۴ سال اخیر مورد برسی قرار بدن حتما به راز اینکه چرا "علی به گوگل بیشتر از یاهو توجه میکنه" رو بفهمن (یه چیزی بگم قول بدید به کسی نگید باشه؟؟؟![]()
من خودم یکی از مشتری های پروپا قرص یکی از محصولات یاهو هستم....)
خب حالا مقاله امروز....
یک عکس به یک هزار کلمه میارزد
گوگل امکان جدیدی را به جیمیل اضافه کرده است ، که contact pictures یا تصاویر تماس نام دارد ، به کمک این ویژگی میتوانید در هنگام مرور میلها ، هنگانی که موس روی یک میل قرار میگیرد ،چهره فرستنده میل را به صورت یک تصویر بندانگشتی کوچک ببینید ، خودتان هم میتوانید عکسی انتخاب کنید تا دیگران هم تصویر شما را هنگام خواندن میل شما ببینند. این ویژگی جدید جیمیل شبیه avatar در یاهو مسنجر است.

این امکان هم پیشبینی شده که در صورتی که از عکس دوستتان خوشتان نیامد ، از طریق جیمیل از وی بخواهید ، عکسش را عوض کند.
همچنین میتوانید جیمیل را طوری تنظیم کنید که عکس شما فقط به گروه خاصی از کسانی که در لیست تماسهای شما هستند ، نشان داده شود مثلا فقط به کسانی که در لیست چت شما هستند.
"تصاویر تماس" به تدریج در روزهای آینده برای همه کاربران جیمیل ، فعال میشود. (هنوز برای من فعال نشده است.)
2- یکی از معایب جیمیل چت این بود که ، در صورتی که آنلاین بودید و کسی شروع به چت با شما میکرد ، برخلاف یاهو مسنجر هیچگونه صدای اخطار یا sound notification برای شما پخش نمیشد ، حالا جیمیل این ویژگی را به راه انداخته است ، به صورت پیشفرض جیمیل ، این ویژگی را در همه اکانتهای جیمیل فعال کرده است ، اما شما میتوانید آن را اگر دوست داشتید غیرفعال هم بکنید :
برای این کار روی setting( در گوشه شمال شرقی صفحه جیمیل! ) ، کلیک کنید و بعد روی chat ، حالا در قسمت sounds میتوانید ، این ویژگی را فعال یا غیرفعال کنید.
یکی از مطالبی که همواره دوست دارم درباره آن بنویسم ، "سینما و پزشکی" است ، اصلا کمتر فیلمی را میتوان یافت که به نوعی به مبحث "بیماری" در آن پرداخته نشده باشد ، حال این بیماری میتواند یک بیماری جسمی باشد یا روانی.
فیلمهایی که به اختلالات روانی میپردازند ، در صورت داشتن یک ساختار خوب ، همواره با اقبال منتقدان مواجه شدهاند و شانس زیادی برای درو کردن جوایز جشنوارههای معتبر از کن گرفته تا اسکار ، دارا هستند.
امروز در روزنامه glob and mail ، مقاله جالبی دیدم که به بررسی نگاه سینما به بیماران دچار "کما" میپرداخت. لازم است اشاره کنم که مقاله زیر ترجمه کلمه به کلمه مقاله نیست :
زنی روی تخت بیمارستان است ، مانند این میماند که با آرامش خوابیده ، گیسوان آراستهاش روی بالش پخش هستند و لبهای قرمز و رنگ پوستش با این موضوع که وی ماههاست در کوما به سر میبرد ، در تضاد هستند. ناگهان وی بیدار میشود ، بدنش را پیچ و تاب میدهد و یا صدای قوی و واضحی میگوید :"کچا هستم؟"
دکتر ویجدیکس رئیس بخش مراقبتهای ویژه نورولوژیک بیمارستان مایوکلینیک ، یک دو جین فیلم که در آنها به نحوی یک فرد مبتلا به کما نشان داده شده است ، را بررسی کرده است. ، وی می گوید که شخصیتسازی بیماران کومایی معمولا نه تنها نادرست است ، بلکه می تواند زیانبخش هم باشد.
بیمارانی که به کوما رفتهاند ،معمولا آسیب مغزی بزرگی را متحمل شدهاند. واقعیت این است که این بیماران با کمک دستگاههای ونتیلاتور قادر به تنفس هستند ، و به مراقبتهای پزشکی ویژه برای جلوگیری از عوارض محتاجند ، و چنانچه از حالت کما به در آیند به یک دوره طولانی بازتوانی عصبی نیاز دارند.
ولی بیشتر فیلمها درست خلاف این را نشان میدهند. ما به چهرهای که آنها از بیماران نشان میدهند "پدیده زیبای خفته" نام دادهایم ، در ببشتر این فیلمها بیماران کمایی سالم به نظر میرسند ، ناگهان بیدار میشوند و در عرض چند دقیقه به زندگی نرمال برمیگردند.
دکتر ویجدیکس و پسرش 30 فیلم را از سال 1970 تا 2004 مورد بررسی قرار دادند که در آنها هنرپیشه فیلم از یک کمای طولانی به در آمده بود ، آنها بر اساس ظاهر بیماران ، پیچیدگی مراقبتهای پزشکی ، احتمال خارج شدن از کما و بحثهای رد و بدل شده بین پزشکان و خانواده بیماران به فیلمها را ارزیابی کردند.
این پژوهشگران 22 صحنه از 17 فیلم را انتخاب کردند و به گروهی از متخصصان نورولوژی و پرستاران نشان دادند ، و از آنها خواستند صحت آنها را ارزیابی کنند ، این صحنه ها سپس به 72 کارمند غیرپزشک هم برای ارزیابی آنها نشان داده شد.
جالب اینجاست که فقط دو فیلم Reversal of Fortune و The Dreamlife of Angels توانستند از عهده آزمونها برآیند و در آنها صحنههایی که دشواریهای خانواده بیماران پس از خارج شدن بیمارشان از کما با آن مواجه میشوند ، وضعیت فیزیکی بیماران و ابزارهایی که برای زنده نگاه داشتن آنها به کار رفته بود ، به تصویر کشیده بود ، با واقعیت مطابق داشت.
28 فیلم دیگر که شامل فیلمهای هالیوودی و غیرهالیوودی میشدند ، کما را به صورت نادرست به تصویر کشیده بودند ، بیشتر بینندگان غیرپزشک نمیتوانستند نادرستی 36 درصد صحنهها را متوجه بشوند ، جالب اینجاست که 40 درصد همین بینندگان در نظرسنجیها ابراز عقیده کرده بوند که مشاهده این فیلمها دید آنها را به مفهوم کما در زمدگی واقعی تغییر داده است.
در فیلم The Dead Zone ساخته شده در سال 1983 ، کریستوفر واکن را میبینیم که بعد از یک دوره کمای 5 ساله یا قدرت ذهنی تقویت شده از کما خارج میشود ، در فیلم Regarding Henry با بازی هریسون فورد ، وی زندگی خود را بعد از هفتهها کما بازسازی میکند ، در فیلم "بیل را بکش ، نسخه اول " ، اوما تورمن بعد از نیش یک پشه از کمای چهارساله بیدار میشود.

اوما تورمن ناگهان از کوما در میآید ، به چشمان فرورفته و چهره رنگپریده و کمی ضعف بسنده شده است.
دکتر میاساکی یک نورژلوژیست بیمارستان وسترن تورنتو می گوید که تصورات غلط قبلی از کما میتواند باعث شود خانوادهها در برخورد با یک عضو خانواده که دچار کما شده ، با دشواریهایی مواجه شوند ، وی میگوید وقتی با خانواده این بیماران گفت و گو میکنیم ، آنها باورهایی را که در روزنامه و سینما کسب کردهاند با ما در میان میگذارند ، آنها فکر میکنند که واقعا این احتمال وجود دارد که فرد مورد علاقهشان ناگهان از جا بپرد و غافلگیرشان کند ، وقتی آنها از یک پزشک میشنوند که احتمال چنین چیزی صفر است ، برای آنها تطبیق با این واقعیت خیلی دشوار میشود.
با داشتن تصورات غلط کسب شده از رسانهها درباره کما ، خانوادهها برای رویارویی با واقیت مشکل دارند : دستگاههای ونیلاتوری که به تنفس کمک میکنند ، ابزارهای متعدد برای پایش بیماران ، لولههایی برای تغذیه بیماران و لولههایی برای خارج کردن ادرار ،سخت شدن مفاصل ، کاهش وزن ، ضعف عضلانی و چهره نحیف.
این پژوهش در شماره ماه می مجله نورلوژی (کانادا) به چاپ رسیده است.
"فیلمنامه نویسان میتوانند هر کاری که دوست دارند انجام دهند ، ما نمیخواهیم به آنها بگوییم که چه کنند ، ولی اگر آنها احساس میکنند که کوما موضوع حساسی است ، آنها باید با نورژلوژیستها مشورت کنند و یا به بخشهای مراقبتهای ویژه نورولوژی بروند تا بفهمند که کما واقعا چیست."



|
|
فیلم من ترانه ۱ + ۱۴ (فکر کنم میشه ۱۶ یا ۱۵ نمیدونم...) سال دارم رو یادتونه؟ حالا یه شوخی کوچولو هم با اون:
يكي فيلم سرشار از درد و غم
در آن دختري واقعا محترم
(نه مانند آن فيلم هاي دگر
بدون ادب، معدن شور و شر!)
به افسون و افسانه ي اين جهان
گرفتار شد دست مردي جوان
چه مردي كه در فسق مشغول بود
سيه كار و بي عار و سوسول بود
جوان، بچه و دخترك، بچه تر
يكي ساده و آن يكي نيز خر
پس از مدتي عاشق هم شدند
سپس صيغه خواندند و محرم شدند
جوان بود از راه اسلام دور
گرفتار در بند فسق و فجور
از اين روي بعد از كمي ماجرا
شدند از هم اين زوج صيغه، جدا
ولي گشت اوضاع كلا خرا
كه يك دسته گل داده بودند آب
به غفلت پسر دانه اي بذر كاشت
از آن پس دگر دخترك بچه داشت
جوان پر از هوش و راي و خرد
نبايد چنين گند بار آورد
اگر نامزد گشت بايد فقط
بماند، نبايد نمايد غلط!
عجب روزگاري است اين روزگار
عجب نسل خوبي بيامد به بار!
حالا این شعر رو بخونید :
يكي فيلم سرشار از اضطراب
پر از حرص و درگيري و التهاب
جواني سرش پر زشور و ز شر
به دنبال يك كار بي دردسر
سرش پر زباد و دلش پر زبار
همي گشت اما نمي يافت كار
نشست و در اين باب انديشه كرد
ره و رسم «القاعده» پيشه كرد
به اقوام نزديك و ياران بگفت
نبايد از اين پيش بيكار خفت
بياييد يك جاي ديگر رويم
همه در پي كار، بندر رويم
بياييد تا در پي عشق و حال
به بندر شتابيم زير Totall
هزاران نفر كارگر خواسته
كنون بخت خوابيده برخاسته
سپس فك و فاميل مرد جوان
نشستند در يك عدد air plane
جوان مرد حقا دل شير داشت
به همراه يك قبضه هفت تير داشت
سپس ناگهان در ميان سفر
زد و كرد اوضاع را خر تو خر
كتك زد يكي كهنه سرباز را
نماينده گارد پرواز را
پس آن گاه از راز پرده گشود
به يك هفت تير air plane را ربود
به يك لحظه اوضاع ناجور شد
همه چيز از كنترل دور شد
همه بر سر و مغز هم مي زدند
همه حرف جور و ستم مي زدند
در آن وضع ناجور، در بين جنگ
يكي دختر خوبر و قشنگ
كه اصلا از آن جو نترسيده بود
زبس فيلم قرتي گري ديده بود
يكي شيوه تازه آغاز كرد
در لطف را بر همه باز كرد
به صورت بماليد زنگ و لعاب
سپس كرد في الفور كشف حجاب
(گمانم كه آن دختر چش سفيد
بسي فيلم در جشنواره بديد
و گرنه كجا كار بد مي نمود؟
كجا بند از روسري مي گشود؟
نديدم همه عمر خود روز و شب
چنين دختراني به دور از ادب
كه امسال در فيلم ها ديده ام
صميمي بگم، خيلي ترسيده ام)
جوان گفت اين دخترك بي حياست
گمان كرده كه air plane سينماست
در آن حال تشويش و بي ترمزي
جواني مجهز به ريش بزي
زد و اسلحه از كف او ربود
چرا؟ چون كه سرباز گمنام بود
دوباره همه چيزها شد خراب
همه نقشه ها گشت نقش بر آب
ولي ناگهان همسر آن جوان
كه مي خواست بربايد آن air plane
يكي هفت تير دگر رو نمود
دوباره بر آن شور و شورش فزود
سرانجام بنزين به آخر رسيد
قضايا به يك جاي ديگر رسيد
فاضل نظری
كبرياي توبه را بشكن پشيماني بس است
از جواهرخانه خالي نگهباني بس است
ترس جاي عشق جولان داد و شك جاي يقين
آبروداري كن اي زاهد مسلماني بس است
خلق دلسنگاند و من آيينه با خود ميبرم
بشكنيدم دوستان دشنام پنهاني بس است
يوسف از تعبير خواب مصريان دلسرد شد
هفتصد سال است ميبارد! فراواني بس است
نسل پشت نسل تنها امتحان پس ميدهيم
ديگر انساني نخواهد بود قرباني بس است
بر سر خوان تو تنها كفر نعمت ميكنيم
سفرهات را جمع كن اي عشق مهماني بس است!
نظر شما چیه؟؟؟!....
bmw cab & blonde: (série!)


2:














Massif!:


dsl:


Renault: des voitures...

Va donc!..., va donc chez speedy!:

Berline de blonde: (remarquez les enjoliveurs...;p)
ihihihi !!!!!
Ouvre boite
Série: "juste avant le bain!"



Lamborghini:









HUM...Oops!!!!!



Série: auto/moto competition

Renault, des voitures a vivre...



;( !!!





|
|

:




:

owned:
پس روی این لینک کلیک کن تا پوستری از اونا برات نمایش داده بشه

راستی شما هم چنین بلایی سر کامپیوترتون می آرید؟!!! اول ببینید ...










